آن روز
در باغ چشمانت
آوازهاي شرجي ام را
خواندم
اما در آخر
تو رفتي و باز
تنهاي تنها
ماندم
پیشنهاد دادم از یه چیز قدیمی بنویسیم. از یه چیز ازلی ابدی. از یه چیزی که .... نتونستم درست منظورمو توضیح بدم اما خودم این کارها رو نوشتم.
1-
راه میروم و مرگ
در کنارم است
یا که روبرویم است
یا که پشت سر ...
ما
همیشه با همیم
در تمام این سفر ...
2-
مثل بوییدن عطر
مثل دیدار خورشید و دریا
مثل دیدار آهو
در چمن زاری از شبنم و گل
مرگ
عادی ست
اطلسی ها...ما را در سایت اطلسی ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1402 ساعت: 22:01
ما را در سایت اطلسی ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1402 ساعت: 16:28